اضطراب جدایی کودک از والدین

سه شنبه 26 خرداد 11:24

اضطراب جدایی کودک از والدین


اضطراب جدایی کودک از والدین

مقابله با اضطراب جدایی كودك از والدین

پرسش: كودك سه ساله ای دارم كه یك ماهی است او را به مهد كودك می فرستم متاسفانه از روز اول مربیان او را به زور از من جدا می كردند و با خود به مهد می بردند و به هیچ عنوان راضی به جدا شدن از من نیست و حتی اگر كل ساعت مهد را همراه او در مهد بنشینم بازهم او به من چسبیده و جدا نمی شود. لطفا نحوه ی رفتار درست با كودكم را به من بیاموزید.

 

پاسخ: چسبیدن كودك به والدین و ترس او از جدایی، واقعیت روزمره زندگی پدر‌ و مادرهایی است كه فرزند یك تا 3 ساله دارند زیرا یكی از مراحل طبیعی رشد كودكان در این سن محسوب می‌شود. اما مرز باریكی میان اضطراب طبیعی ناشی از جدایی و چسبیدن بیش از حد وجود دارد. آیا می ‌دانید این مرز كجاست و چطور باید بدون هرگونه آسیب روحی به كودك او را از خودتان جدا كنید؟

 

پدرو مادر شما مقصرید!

ترس ناشی از جدا شدن از والدین معمولا حوالی 18 ماهگی به ‌وجود می ‌آید و اغلب واكنشی طبیعی است كه بعد از به‌ راه افتادن كودك بروز می‌ كند. بچه‌ ها در این سن میل به استقلال دارند اما این روند گاهی چنان ترسناك به ‌نظر می ‌رسد كه كودك به والدینش پناه می‌ برد تا كمی از اضطرابش كم شود. اضطراب جدایی اگر توسط پدر و مادر به‌ شیوه صحیحی مدیریت شود، در 3 سالگی برطرف می‌ شود اما مشكل از اینجا شروع می ‌شود كه والدین راه برخورد درست با این مسئله را نمی ‌دانند و اضطراب طبیعی كودك را تبدیل به اختلالی می‌ كنند كه هم خودشان و هم كودك را قربانی خواهد كرد. جالب است بدانید كه ژنتیك و نقل مكان و تغییر محیط هم می ‌توانند بر اختلال جدایی دامن بزنند اما باز هم به گفته روان‌ شناسان والدین و روش ‌های نادرست تربیتی ‌شان تقصیر كارترند.

 

بدون مامانم هرگز!

چسبیدن به والدین و اضطراب جدایی زمانی تبدیل به یك بحران می ‌شود كه كودك به سن مدرسه یا مهد كودك رسیده است. اینجاست كه به هیچ صراطی مستقیم نمی ‌شود و حاضر نیست دست مادر یا پدرش را‌‌ رها كند و بدون جیغ و داد هیستریك چند دقیقه تنها بماند. عادت دادن كودك به تنها ماندن و عادت دادن خودتان به سر و صداهای او راه‌ حل اساسی این مشكل است. پس اگر بچه‌ای دارید كه بیش از حد به شما می‌ چسبد و به قول اطرافیان كمی لوس شده است، بهتر است خودتان را برای یك قشقرق حسابی آماده كنید و بعد او را در جریان قرار دهید كه قرار است چند دقیقه در جمع یا چند ساعت در خانه تنهایش بگذارید و به امور شخصی خودتان برسید.

 

شنیدن صدای گریه كودك یا دیدن اشك ‌هایی كه روی صورتش می ‌غلتد منظره خوشایندی نیست و شاید وجدان‌ تان را به درد بیاورد اما یادتان باشد كه دارید او را برای یك زندگی مستقل در دوران بزرگسالی آماده می ‌كنید پس مطابق این دستورالعمل رفتار كنید.

 

قدم اول: بدون اطلاع كودك و بهانه ریختن ترس او از جمع، او را یك ‌دفعه‌‌ رها نكنید و تنها نگذارید. قبل از این ‌كه بروید برنامه‌ تان را به زبان ساده برایش توضیح دهید و به او بگویید كه در این مدت چه كارهایی می ‌تواند بكند. پسر یا دختر كوچك شما باید در نبودتان احساس امنیت و آرامش كند و با مشكلی مواجه نخواهد شد. یادتان باشد اگر بدون خبر كردن كودك، ناگهان او را در یك جمع یا در خانه تنها بگذارید، از این به بعد هیچ‌ وقت به شما اطمینان نمی ‌كند و دائما به شما می ‌چسبد.

 

قدم دوم: به‌ طور قطع پسر یا دختر كوچك شما كه همیشه به شما چسبیده بوده به این سادگی‌ ها راضی نمی ‌شود و به داد زدن یا اشك ریختن متوسل می ‌شود. در این شرایط دوباره برنامه ‌تان را توضیح دهید و برای آرامش خودتان زیر لب تكرار كنید: «می ‌دونم به خاطر این‌ كه خیلی دوستم داره و می‌ خواد كنارش باشم اینجوری گریه می ‌كنه ولی من چند دقیقه كنارش نیستم و بعد دوباره پیشش بر می ‌گردم تا با هم باشیم

 

قدم سوم: این جریان به خصوص در دفعات اول ممكن است بیشتر از آن چیزی كه فكرش را می‌ كنید طول بكشد. سعی كنید عصبانی نشوید و احساس كودك از اینكه بودن در كنار شما را به هر كار دیگری در این دنیا ترجیح می ‌دهد، درك كنید. با این حال اصلا برنامه ‌تان را به تعویق نیندازید و آن را همانطور كه برایش توضیح داده بودید، اجرا كنید.

 

قدم چهارم: اگر سه گام بالا را به ‌درستی انجام داده باشید، كودك كم‌كم دوری از شما را می ‌پذیرد و یاد می‌ گیرد كه تنها ماندن آنقدر‌ها هم ترسناك نیست. در این مرحله شما با تشویق او می ‌توانید این رفتار درست را تقویت كنید و چسبی كه فرزندتان را برای چند ماه یا چند سال به شما وصل كرده بود، بكنید. برای تمجید از كودك از عبارت «تو دیگه بزرگ شدی» استفاده كنید و شاهد معجزه آن باشید.

 

كوچولوهای حقه ‌باز

از آنجا كه جدا شدن از پدر یا مادر برای بچه ‌ها چندان خوشایند نیست، وقتی می ‌بینند با گریه و داد و نق زدن راه به جایی نمی ‌برند، ممكن است از روش ‌های دیگری مثل تمارض به بیماری و بدحالی استفاده كنند. این مسئله اغلب در مورد كودكانی صادق است كه در زمان بیماری اجازه دارند كارهایی را كه در مواقع عادی برای‌ شان مجاز نیست، انجام دهند. برای این بچه ‌ها بیماری موقعیتی جالب ‌تر و امن‌ تر است كه برای چسبیدن به والدین از آن استفاده می ‌كنند. تا حد امكان گول این رفتار را نخورید و برنامه‌ تان را بدون كمترین تغییری انجام دهید. در ضمن هنگام بیماری از توجه بیش از حد به كودك خودداری كنید تا بعدا دچار این دردسر‌ها نشوید.

شنیدن صدای گریه كودك یا دیدن اشك ‌هایی كه روی صورتش می ‌غلتد منظره خوشایندی نیست و شاید وجدان‌ تان را به درد بیاورد اما یادتان باشد كه دارید او را برای یك زندگی مستقل در دوران بزرگسالی آماده می ‌كنید.

 

می‌چسبم چون كمرو‌ هستم

از اضطراب جدایی و وابستگی بیش از حد كودك به والدین كه بگذریم، چسبیدن كودك به والدین به ‌ویژه در جمع و مهمانی

و... می‌ تواند ناشی از كم ‌رو بودن كودك باشد. این بچه ‌ها ممكن است در منزل خیلی هم شلوغ، پر سر و صدا و حتی پر‌حرف باشند اما وقتی وارد یك جمع غریبه می‌ شوند، ترجیح می ‌دهند پشت پدر یا مادرشان قایم شوند و با هیچ‌ كس سلام ‌علیك نكنند. در این شرایط گفتن جملاتی از قبیل «زود باش به عمو سلام كن» به ‌خصوص اگر با چاشنی زور و اجبار همراه شود، نتیجه عكس داده و چسبی كه كودك را به والدینش چسبانده است، محكم ‌تر می ‌كند. اگر چسبیدن كودك ‌تان به شما در یك جمع آشنا یا نا آشنا ناشی از خجالت و كم ‌رویی است، به‌ هیچ عنوان به او برچسب نزنید. همین كه وارد مهمانی می ‌شوید دست روی شانه‌اش نگذارید و وقتی در پاسخ به احوالپرسی‌ های دیگران پشت شما قایم شد، نگویید: «بچه‌ ما كمی خجالتیه. به خاله كوچكش رفته!» چرا كه این روش تنها به تقویت خجالت او كمك می ‌كند و بهانه‌ ای دستش می ‌دهد كه بیشتر به شما بچسبد. حمایت شما از خجالتی بودن او هم یكی از راه‌های غلطی است كه والدین بسیاری از آن استفاده كرده‌اند و می ‌دانند كه به ناكجا آباد ختم می ‌شود. پس برای فرزندتان ارزش قائل شوید و با معرفی كردن او به دوستان جدید، حضور در جمع‌ های دوستانه، شعرخواندن، كار دستی درست كردن همراه با گروه دوستان هم‌ سن و سال و... خجالت او را از بین ببرید. در ضمن سعی كنید در دفعات اول همبازی ‌ای برای فرزندتان پیدا كنید كه از خودش كوچك ‌تر باشد تا دختر یا پسرتان احساس تسلط بیشتری بر اوضاع داشته باشد و برای مقابله با ترسش، به شما پناه نیاورد.

 

اضطراب جدایی و راه‌ های درمان آن

اضطراب جدایی یك موضوع مشترك میان كودكان است كه در دوران پیش دبستان در برخی از آن‌ ها بروز می ‌كند. این حالت

اگر 4-3 دقیقه طول بكشد نشانه دلبستگی سالم و ایمن كودك به پدر و مادرش است اما وقتی طولانی می‌ شود و به‌ حالت مزمن در می ‌آید، مشكل ‌ساز خواهد شد. این اختلال در كودكان ممكن است با علائم كلامی و جسمانی ظاهر شود. كودكی كه دچار این اختلال شده، هنگام جدا شدن از والدینش سردرد یا دل درد می ‌گیرد و حالت تهوع یا استفراغ پیدا می‌ كند. او حتی گاهی اضطراب خود را با فریاد زدن، التماس كردن و پا به زمین كوبیدن نشان می ‌دهد یا حتی از شب قبل دچار كابوس‌ هایی می ‌شود كه موضوع اصلی آن جدایی از والدین است. عادت دادن كودك به تنهایی باید از 6 ماهگی آغاز شود و گرنه كودك در حوالی 4-3 سالگی همچون چسب به پدر و مادرش می ‌چسبد و تنها گذاشتنش آنقدر ساده نخواهد بود.

 

بد‌ترین روش برای جدا كردن كودك از خود، باج دادن به اوست. اگر فرزندتان در مهمانی، اتوبوس، مترو یا حتی منزل به شما می ‌چسبد سعی نكنید با دادن وعده اسباب ‌بازی، شكلات و... او را از این كار باز دارید. باج دادن باعث می ‌شود كودك هر بار موقع بیرون رفتن یا جدا شدن از شما انتظار پاداش داشته باشد. بازی‌ های ساده‌ای مانند قایم موشك می ‌تواند فرزند شما را به رفت‌ و آمد‌های ‌تان عادت دهد. با قایم شدن پشت در یا پنهان كردن خودتان در كمد و انجام این قبیل بازی ‌های پر جنب و جوش كودك اطمینان دوباره دیدن افرادی كه دوست‌ شان دارد را تجربه خواهد كرد. البته اگر علائم جسمانی ناشی از اضطراب جدایی در دختر یا پسر كوچك شما شدید است، باید از یك مشاور كمك بگیرید.

 


مهد كودك     اظطراب جدایی مهرشید     مهدكودك مهرشید                                                    
chapta